كاغذ باطله هاي من

خرید بک لینک
در آن شب تاريك در كوچه هاي تنگ، قدم مي زديم به سمت هيچ كجا. به سمت جايي براي خواب ديدن. كوچه تاريك، باريك، دراز. چند در چوبي. آشغالها كنار در. صداي سگ ولگرد هم مي آمد. دست در دست من، مي رفتيم. در ميانه ي كوچه تاريك و خلوت در آغوش كشيدمت. بدون مقاومت فقط خنديدي. مردي از دور مي آمد. تو همچنان در آغوش من. مرد نزديك مي شد. آرام از خود جدايت كردم. مقاومت مي كردي. از آغوشم جدا نمي شدي. مرد نزديك تر مي شد. از پشت من. از خودم جدايت كردم. مرد از كنارمان رد شد. جلوتر ايستاد پشت به ما. لبخند زدي. دست هايم را رها كردي به سوي مرد رفتي. كوچه تاريك، باريك، دراز. چند در چوبي. آشغالها كنار در. صداي سگ ولگرد هم مي آمد. دست در دست مرد، مي رفتي. كاغذ باطله هاي من...

ما را در سایت كاغذ باطله هاي من دنبال می‌کنید

برچسب: خودسوزی,خودسوزی دختر شیرازی,خودسوزی, خلق, نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: پنجشنبه 27 آبان 1395 ساعت: 9:15

یه روزی میاد که ما دیگه از هم جدا هستیمهر کدوم از ما دنبال رویاهامون هستیماما عزیزم بگذار زمان هرچه میخواهد تند بگذردمن و تو تا ابد سر قول قرارمون هستیم ;چه سختِ هم پاییز باشد ؛هم ابر باشد ،هم باران باشد !هم خیابان ِ خیس …امـــــا نه تو باشینه دستی برای فشردن باشدنه پایی برای قدم زدن باشدو نه نگاهـــی برای زل زدن … ! كاغذ باطله هاي من...

ما را در سایت كاغذ باطله هاي من دنبال می‌کنید

برچسب: مسافر پاییزی مهدی یراحی,مسافر پاییز,مسافر پاییزی مهدی یراحی متن آهنگ, نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: پنجشنبه 27 آبان 1395 ساعت: 9:15

زیباترین تصویر در دنیا برایم چشمان خندان تو بود
این عذاب را چگونه تحمل کنم
وقتی که آخرین تصویرم از تو چشمان گریان تو بود
لعنت به هرکسی غیر من باب دل تو بود

كاغذ باطله هاي من...

ما را در سایت كاغذ باطله هاي من دنبال می‌کنید

برچسب: لعنت آباد,لعنت آباد بهشت زهرا,لعنت به هرچی رفتنه, نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: پنجشنبه 27 آبان 1395 ساعت: 9:15

نگاهم به چشمان مستت گره خورده بود همان لحظه که دل به پای دلت بسته بودتو شترنج چشمت دلم مات شد تمام وجودم پیش تو لات* شدهمه مهرها تک به تک سرنگون میشدند از این بازی و این تهاجم دل به خون میشدنددو چشمان مستت به رویم سکون کرده بود نفوذ نگاهت به سویم قشون کرده بودنه کیشم نه ماتم نه لاتم نه هیج یه سرباز تنها به راهت ، به چشم تو هیچ* لات: آنکه هیچ مهره برای او نمانده جز شاه ، سخت بی چیزعلی مسائلی 4:30 بامداد كاغذ باطله هاي من...

ما را در سایت كاغذ باطله هاي من دنبال می‌کنید

برچسب: چشمات چه مهربونه,چشمات,چشمات چه مهربونه آکورد, نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: پنجشنبه 27 آبان 1395 ساعت: 9:14

خط بریده بریده ی سفید وسط خیابان با سرعت بیشتری میگذشت و ممتد میشدو صدای بوق ماشین ها و صدای الاغها و نور که همه جا را فرا میگرفتبا خود تمامی خاطرات را مرور میکردم و تمام فحش هایی که بلد بودم را نثار دنیا میکردمصدای بوق که ممتد میشد ...لعنت ، صدای بوق ممتد آدم را دیوانه میکندو نوری که هر لحظه سایه ام را بزرگتر میکرد... قانون نیوتن: هر کنشی را واکنشیستنیرو برابر است با جرم ضربدر شتابو من با همان نیرو ، نور را در خود حس کردمخیابان رنگ تازه ای به خود گرفت عطر خوش بویش را در هوا حس کردم....آشنا بودو تو سرم را بر روی زانوانت گذاشتی تا آرام بگیرمکسی برای من دعا نخواهد خواند.... مادرم میگفت برای کسی که خودکشی میکند فاتحه خواندن حرام است كاغذ باطله هاي من...

ما را در سایت كاغذ باطله هاي من دنبال می‌کنید

برچسب: برخورد از نوع نزدیک, نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: پنجشنبه 27 آبان 1395 ساعت: 9:14

صفحه بندی